ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )

660

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )

چنين نموده‌اند ، و آنچه از عقب شيخ بزرگوار ( عليه‌الرحمه ) معلوم است اينكه پسر وى ابو على حسن ملقب بمفيد ثانى است كه از مشايخ اجازات و تا سنه 515 حيات داشته و پس از وى فرزندش ابو نصر ( يا ابو الحسن ) محمد بن ابو على حسن قائم مقام وى شده و در سنه 540 وفات كرده چنان‌كه در « شذرات الذهب » نوشته ، و وى پسرى داشته بنام حسن كه مادرش كنيزى نوبيه بوده و وى جاريهء پدرش ابو نصر محمد بوده ، و سيد على بن عزام حسينى كه در سنه 577 متولد شده اين رياض نوبيه را درك كرده ، چنان‌كه خود براى شاگردش سيد غياث الدّين عبد الكريم ابن طاوس نقل نموده و او در كتاب « فرحة الغرى » نوشته . و اما نسبت مؤلف بنصير ، پس وجه آن بر ما معلوم نشده ، چه كسانى كه معروف بنصيرالدين‌اند در علماء ما بسيارى هستند . آن‌گاه چندين نفر از علماء را كه لقب نصير الدّين داشته‌اند ذكر كرده از مرحوم خواجه نصير الدّين محقق طوسى ( قدس سره القدوسى ) و غيره . و مقصود ما از نقل اين كلمات از « الذريعة » اينكه احفاد شيخ طوسى تا مائه هفتم لااقل زنده بوده‌اند ، اما اين ميرزا عبد المنان كه در مائه دوازدهم بوده مأخذ اتصال نسبش بشيخ از كجا بوده و ممكن است بسماع باشد كه هر پدرى بپسر خود براى حفظ افتخار و شرافت نقل كرده باشد ، مانند أنساب بسيارى كه خود را از اعقاب اصحاب حضرت رسول ( صلى اللّه عليه و آله ) يا شهداء كربلا و غيره مىدانند ، ما نمىدانيم ! * ( 265 - وفات شيخ محمد آل محيى الدّين نجفى - ره ) * آل محيى الدّين طايفه‌ئى معروف‌اند در نجف همه از اهل علم و ادب . و شيخ محمد ( چنان‌كه از كتاب « ماضى النجف و حاضرها 1 : 105 در پاورقى » برمىآيد ) فرزند يوسف و خود از ادبا و يكى از رجال معركة الخميس است كه در نزد سيد بحر العلوم و شيخ جعفر حاضر شده و با هم بكربلا آمده و در خدمت آقا محمد باقر بهبهانى رفتند ، و پس از آن بنجف آمدند ، و شيخ محمد متحمل قضاوت و افتاء گرديد ،